با بدترین شرایط اقتصادی، در خانه خودتان پولدار شوید! | شبکه تلویزیونی ایران ‌کالا

با بدترین شرایط اقتصادی، در خانه خودتان پولدار شوید!

  • یکشنبه 28 بهمن 1397 19:41
  • شناسه 37561
با بدترین شرایط اقتصادی، در خانه خودتان پولدار شوید!

در دنیایی سیاه زندگی میکنی، محکوم به بدبختی و زندگی با اعمال شاقه و مرگ در تنهایی و فقر هستی! همیشه هستند کسانی که برای شما آن قدر دلیل منطقی و غیر منطقی می آورند تا عبارات بالا را به خوردتان دهند اما ...

وقتی بخواهید با این آدمها از اهداف  وآرزوهایتان بگویید کاری با شما میکنند که چنگیزخان مغول با ایران نکرد! همین الان فرار کنید، این توصیه را جدی بگیرید و تا میتوانید از این آدمها با سرعت نور دور شوید، اگر اعضای خانواده تان هستند و نمیتوانید از آنها دور شوید هیچوقت درباره اهدافتان جلوی آنها حرفی نزنید و اگر بحث همیشگی درباره بدبختی شروع شد به سرعت موضوع را عوض کنید چراکه تاثیر ناخودآگاهی که این افراد بر مخاطبانشان میگذارند به مراتب سیاه تر از وضعیتی است که درباره اش صحبت میکنند.

بیل گیتس، استیو جابز، جف بروس، مایک زاکربرگ، این ها همه یک روز آدم های کاملا عادی از خانواده های معمولی و حتی ضعیف بوده اند ولی الان تمام دنیا آن ها و ثروتشان را میشناسد! کلیشه نیست، الان ذهن های خسته از حرف های کلیشه ای میگویند اینها فقط حرفه، آنها خارج بودند ایران نبودند، اینجا نمیشه، الآن نمیشه و هزار تا نمیشه ی دیگر اما با قدرت میگویم که میشه!!!

تغییر شرایط زندگی

بنیان گذار اسنپ و تپسی کجاییه و کی شروع کرد؟ دیجی کالا چی؟ مارال چرم؟ حتی برند های کوچک که در سطح محله ها کار میکنند و بسیار موفقند مثل لبنیاتی سر کوچه ما که سه تا برادرند و محصولاتشان را با یک پراید هفته ای دوبار از تبریز به تهران می آوردند و زمانی که کار و بارشان گرفت آن هم به واسطه ی اخلاق و اجناس خوبشان، الان کل منطقه را زیر پوشش گرفته اند و مغازه شان را خریده اند و چند نیسان آبی هم خریدند ضمن اینکه کارگاهی هم برای تولیداتشان اجاره کرده اند!

شخص دیگری را میشناسم که در خانه چیپس میوه و مربای خانگی درست میکند و شیشه آماده از بازار میخرد و مرباها را در شیشه میکند، برچسب محصولاتش دست نویس با ماژیک است اما محلی ها همه میشناسندش و خرج خودش و دو فرزندش را از همین کار تامین میکند!

مثال ها زیاد است، اگر هنوز به این ماجرا مشکوک هستید خودتان جستجو و پیدا کنید تا هزاران مثال موفق را ببینید، اما برای کسانی که ذهن بدبین شان را کنار گذاشته اند میگویم: خیلی ها توانسته اند با راه اندازی کسب و کارهای کوچک حتی در حد کار خانگی، از زیر خط فقر و فقر مطلق، به ثروت های هنگفت برسند، نگو "مگه میشه"، بله میشه اما زمان نیاز دارد، باید برای رسیدن به هدف باید زمان گذاشت و اگر خوب و صحیح قدم برداریم قطعا به نتیجه میرسیم! ممکن است بگوییم که این کار اقلا 10 سال زمان میبرد تا به نتیجه برسد پس بی خیال، درست است اما چه هدف داشته باشی چه نه، این ده سال هم مثل برق میگذرد و اینکه ده سال آینده کجا و در چه شرایطی باشی بستگی به تصمیم امروزت دارد، میخواهی همینجا درجا زده باشی و لنگ چند میلیون تومان پول در حسرت آرزوهایت باشی یا ...؟

اگر بخواهی، مسیر موفقیت را به تو نشان میدهم به شرطی که تصمیم گرفته باشی ، غر نزنی و تحول رو شروع کنی!

راه اندازی کسب و کار خانگی با سرمایه کم

فعالیتتان را هرچه که هست از خانه شروع کنید، این طوری نیاز به سرمایه گذاری برای اجاره مکان، کارمندان و ایاب و ذهاب ندارید پس اگر به هر دلیلی نتوانستید چند ماه فروش موفق داشته باشید، ورشکسته نمیشوید و میتوانید یا مسیر را عوض کنید یا مشکلات را رفع کنید اما اگر خودتان را زیر بدهی های زیاد ببرید، با اولین مشکل یا فروش ناموفق خود را بازنده و شکست خورده میپندارید، نا امید شده و برای بازگرداندن بدهی ها سراغ اسنپ و پیک موتوری میروید و به من و خودتان بابت اینکه کارآفرین شده بودید ناسزا میگویید! طبق آمار معتبر، 44٪ از کسب و کارهای خانگی در شروع راه‌اندازی کمتر از 5 هزار دلار سرمایه گذاری می‌کنند. در ایران نیز می‌توانید با سرمایه کم، چیزی حدود 1 تا 10 میلیون تومان، کارآفرینی خود را در خانه استارت بزنید. درست است در ابتدا ممکن است یک مقدار ترسناک به نظر برسد ولی باز هم تاکید می‌کنم در شروع می‌توانید این مبلغ را تا نزدیک صفر هزار تومان پایین بیاورید!پس با حداقل هزینه ها شروع کنید اما زمانی که توانستید به سود دهی برسید پول ها را خرج خودتان نکنید، خرج کار کنید تا آن را گسترش داده  و بتوانید محصول بهتر و بیشتری تولید و توزیع کنید، اینگونه قول میدهم بعد از یک سال برای تمام اموات من و خودتان دعای خیر کنید و از خود و فعالیت هایتان راضی باشید.

کسب درآمد قطعیست

درآمد حاصل از کسب و کارهای خانگی آمریکا در سال گذشته چیزی حدود 427 میلیارد دلار بوده. در ایران آمار خاصی در خصوص درآمد کسب و کارهای خانگی موجود نیست ولی به جرأت می‌توانم با توجه به پیشرفت‌های صورت گرفته در این حوزه، این اطمینان را به شما بدهم اگر کسب و کار خود را با اصول پیش ببرید، می‌توانید به درآمد مناسبی برسید.

اما باید واقع نگر باشیم، خود من جزو کسانی هستم که سخنرانی انگیزشی میکنم برای دیگران اما همه چیز به مثبت اندیشی ختم نمیشود، باید دقیق و حساب شده عمل کنیم تا دچار مشکل نشویم. برای طراحی استراتژی طراحی و بازاریابی و فروش محصولتان از دید مخالف به قضیه نگاه کنید و به شدت بدبین باشید، فکر کنید خریدار بدعنقی هستید و قرار است کسی بیاید و محصول شما را بازاریابی کند، چه ایرادهایی میگیرید؟ چه رفتاری دارید؟ چه انتظار هایی دارید و چه چیزهایی میتواند شما را متقاعد به خرید کند؟ جواب این سوال ها در طراحی محصول و نحوه فروشتان بسیار موثر است.

کسب درآمد در خانه

چالش های کسب و کار خانگی را بشناسیم

  • اولین چالش این است که در کسب و کار خانگی شما تبدیل به یک مدیر، کارآفرین، حسابدار، بازاریاب، توزیع کننده و مسئول خدمات پس از فروش میشوید، چیزی که قبلا با آن مواجه نبوده و فقط یک وظیفه داشته اید، این چالش، هم میتواند مشکل ساز باشد و هم فرصت ساز، اگر بخواهیم بدون علم و کمک از تجربه دیگران و از همه مهمتر بدون برنامه ریزی پیش رویم قطعا چالشی خواهد شد که ما را از پا در می­آورد، اما اگر با مطالعه، آموزش و یادگیری و کمک از مجرب ها در بخش های نامبرده صاحب اطلاعات و علم شویم، این چالش، هم برطرف میشود و هم فرصتی شده تا از نظر شخصی و مهارتی پیشرفت کنیم، پیشرفتی که در آینده، یعنی وقتی که کسب و کار گسترش پیدا کرد به شدت به کار میآید، آن موقع شما میدانید که فروشنده، بازاریاب، توزیع کننده و تمام کارمندان دقیقا چه کاری دارند و چه کار باید بکنند چراکه قبلا خودتان تجربه اش کردید.
  • کسب و کار خانگی کاری زمان گیر است، زمانی که شما کسب و کار خودتان را دارید و آن هم در منزل، ممکن است روزهایی از صبح تا شب مشغول کار در خانه باشید و نتوانید با دوستانتان بیرون بروید و خیلی از تفریحات شما در ابتدای کار قطعا از بین میروند چراکه کار دارید! این میتواند بسیار شیرین باشد و برای برخی هم ایجاد خستگی و افسردگی میکند پس خودتان را برای این شرایط آماده کنید ضمن اینکه عمل کردن طبق برنامه ریزی راه چاره ی این مشکل است، برنامه ریزی کنید که مثلا روزی 10 ساعت فقط کار کنید و بقیه وقتتان را با خانواده و دوستان بگذرانید و سعی کنید با دوستانی وقت بگذرانید که منفی نگر و غر غرو نباشند، اگر این طور عمل کنید هم تفریحات شادی دارید و هم برای برگشتن به کارگاه خانگی تان و پیشرفت در کار انگیزه تان صد برابر میشود.
  • تنهایی کار کردن در دنیای بزرگ تجارت، باعث کوچک ماندن شما میشود! سعی کنید از همان ابتدا با کسانی که در حیطه فعالیت شما کار میکنند ارتباط برقرار کنید و تعاملات تجاری خود را از الان بسازید، با آن ها دوست شوید و تجارب تان را به اشتارک بگذارید، مثلا اگر در خانه لباس عروس تولید میکنید با مزون ها، آرایشگاه ها، تالار ها، جهیزیه فروش ها و هر کسی که ممکن است مشتریان شما مشتریان آن ها هم باشند ارتباط بگیرید، نگذارید کسب و کار خانگی تمام وقتتان را به گونه ای پر کند که در دنیای ارتباطات تجاری منزویی شوید چرا که اگر اینطور باشد در نهایت کلی محصول بدون مشتری خواهید داشت و بزرگ شدنتان به کندی انجام میشود! پس ارتباط با همکاران را جزیی مهم از فعالیت روزانه تان قرار دهید و حتما همانطور که برای تولید محصول وقت میگذارید، برای این بخش هم زمان معیتی را در تمام روزهایتان در نظر بگیرید.

از کجا شروع کنیم؟

  • قدم اول: ایده

ایده کارآفرینی

 ایده‌های دوست داشتنی کسب و کار که دنیا را منفجر می‌کنند کجا هستند؟ چگونه می‌توانم یکی از آن‌ها را داشته باشم؟

قبل از هر چیزی این را بدانید، نه من و نه هیچکس دیگر نمیتواند به شما ایده را هدیه کند،  چون مثل این می‌ماند که به قول انیشتین از ماهی بخواهیم از درخت بالا برود. در حالی که علاقه و استعداد ماهی در شنا کردن است و قطعا در بالا رفتن از درخت شکست می‌خورد. باید خودتان خالق ایده باشید ولی نترسید الان میگویم چطور خلقش کنید:

از خودتان بپرسید استعدادتان در چه زمینه‌ای است؟ چه چیزی در زندگی‌تان وجود دارد که حاضرید بخاطرش حتی از جان شیرین‌تان هم بگذرید؟ چه کاری را می‌توانید با اشتیاق، بهتر از دیگران انجام بدهید که مشتریان شما را به رقبای احتمالی‌تان ترجیح بدهند؟ جواب دادن به این سوالات بسیار اهمیت دارد.

دقت کنید، روزی خواهد آمد که متوجه خواهید شد تا الان داشتید آب در هاون می‌کوبیدید؛ مثلا کسی  عاشق همبرگر خوردن بود و توانایی و استعداد خاصی در خوردن پنج شش تا همبرگر در یک وعده داشت!  دوست داشت شغل آینده‌اش خوردن همبرگرهای خوشمزه باشد ولی در دنیا هرگز کسی برای مهارت و احساساتش ارزشی قائل نبود! پس باید علایق و توانایی خود را به سمت تجاری شدن متمایل کنیم که مردم حاضر باشند بابت آن پول بدهند و فروش داشته باشیم. این یعنی یک تجارت موفق و  واقعی!

سوال مهم :

مردم کجا و چرا و چطور پول میدهند؟ چکار کنم که پول هایشان را برای محصول من خرج کنند؟

خیلی ساده است، مردم میخواهند شاد و خوشحال باشند،  کسب و کاری که به مشتریان کمک می‌کند خوشحال باشند و مشکلی از آن‌ها را حل کند، جایگاه بهتری برای موفقیت دارد! مشکلات مردم را پیدا کنید، ممکن است این مشکل حتی وجود نداشتن گل سینه های خلاقانه و زیبا برای روی کت داماد یا مانتوی خانوم ها باشد! به هر حال مشکل است، مشکلات مردم را کشف کنید و هرچقدر این مشکل مبتلا به بیشتری داشته باشد، ارزشتجاری شدن بیشتری هم دارد مثل ایده تاکسی های اینترنتی، ممکن است از 70 میلیون نفر ایرانی 1 میلیون نفر دغدغه گل سینه داشته باشند اما قطعا بیش از 10 میلیون نفر هر روزه دغدغه جا به جایی سریع و ارزان و در دسترس دارند!

برخلاف تصور عموم مردم، ایده‌های پولساز از مغز افراد خلاق بیرون نمی‌آیند، بلکه این ایده‌ها ناشی از توجه آن‌ها به مشکلات زندگی است. به عبارت دیگر به جای اینکه به دنبال ایده‌های کسب و کار باشیم باید به دنبال مشکلات بگردیم تا بتوانیم زندگی مردم را بهتر بکنیم و آن‌ها هم حاضر شوند بابت کاری که برای‌شان انجام می‌دهیم به ما پول بدهند.

راب فیتزپاتریک (Rob Fitzpatrick) در این باره می‌گوید: «ﻣﺮدم ﻣﺸﮑﻼت‌ﺷان را ﻣﯽ‌ﺷﻨاسند وﻟﯽ نمی‌دانند ﭼﻄﻮر ﺑﺎﯾﺪ آن‌ها را ﺣﻞ کنند.» این وظیفه شماست که به عنوان موسس یک کسب و کار راه حلی برای آن‌ها پیدا کنید.

برای مثال بنیانگذاران استارتاپ مامان‌پز در ابتدا متوجه شدند که بسیاری از افراد وقت نمی‌کنند آشپزی کنند و از طرفی هم میانه خوبی با غذاهای رستورانی ندارند. به همین دلیل کسب و کاری راه انداختند تا این مشکل را حل کنند و شروع کردند به ارائه غذاهای خانگی برای مشتریان.

نتیجه: ایده ای پیدا کنید که هم برای تبدیل آن به کسب و کار، به آن علاقه مند و ترجیحا دارای استعداد باشید ضمن اینکه ایده تان برطرف کننده نیاز واقعی مردم باشد!

قدم دوم : بررسی ریسک ها

ریسک رقبا در بازار

  • ریسک محصول یا خدمات :

ممکن است یک محصول یا خدمت، تمام پارامتر های گفته شده را داشته باشد یعنی تحقیق کرده ایم و فهمیدیم که ارائه آن باعث حل یک مشکل میشود و ضمنا در تولید و ارائه آن استعداد هم داریم ، پس تصمیم به تولید گرفته ایم، پولی جور کرده ایم و شروع به تولید میکنیم اما وسط راه متوجه میشویم که امکاناتمان برای محصول کافی نیست یا علم کافی را نداریم یا هر مشکل دیگر، پس قبل از تولید، قبل از تامین منابع پولی که ممکن است ما را بدهکار کند، کاملا باید تمام جوانب را بررسی کنیم و حتی یک نسخه کوچک تر و آزمایشگاهی را تولید کنیم؛ با این کار هم میتوانیم تمام زیر و بم ها را بشناسیم و هم برآورد دقیق تری از هزینه های مورد نیاز اولیه به دست بیاوریم و ممکن است به این نتیجه برسیم تغییراتی در محصول ایجاد کنیم یا برای شروع نمونه ای ساده تر و کم هزینه تر بسازیم. ساموئل کلاسون، در در یکی از کتاب‌های خود به نام ثروتمندترین مرد باِبل می‌گوید «شما باید بتوانید مخارج واقعی خود را با آنچه دوست دارید داشته باشید از هم جدا کنید».  برای مثال اگر می‌خواهید یک سایت با طرح دلخواه خود داشته باشید، می‌توانید برای شروع یک سایت با حداقل امکانات راه بیاندازید. بعدا که به سود رسیدید آن را گسترده‌تر کنید و امکانات دلخواه خود را اضافه کنید!

  • ریسک مشتری و بازار

بیشتر شکست ها در کسب و کار های مختلف یک دلیل واحد دارند، به مشتری ها و بازاریابی محصول دقت نکرده اند! هترین روشی که می‌توانید متوجه شوید آیا محصول‌تان به فروش خواهد رسید یا نه، صحبت با خودِ مشتریان است. آن‌ها بهتر از هر کس دیگری به شما خواهند گفت آیا از محصول یا خدمات شما خریداری خواهند کرد یا نه. مثلا یکی از دوستان کسب و کاری راهانداخته بود برای کسانی که فرصت مطالعه کتاب ندارند، کتاب را به جای آن ها میخواند و خلاصه کتاب رادر یک صحه برایشان ارسال میکرد! خیلی ها از ایده اش تعریف کردند و گفتند عالیست اما پای عمل که رسید هیچکس حاضر نبود برای خلاصه یک کتابی که 20 هزار تومان خریده بود 50 هزارتومان پول بدهد و ترجیح میداد خودش را ملزم به مطالعه کتاب کند! پس حتما بررسی کنید و نسخه آزمایشگاهی از کارتانارائه کنید ببینید در عمل مشتری در حدی که بتواند برای شما منبع درامد به حساب بیاید دارید یا خیر.

  • ریسک رقبا

این ریسک خیلی ترسناک نیست و خیلی راحت میشود آن را حل کرد. ریسک رقبا به طور کلی می‌گوید هنگامی که می‌خواهید کسب و کارتان را راه اندازی کنید، در نظر داشته باشید که چه افراد یا شرکت‌های دیگری در حوزه شما فعالیت دارند و محصولات یا خدمات مشابه شما را ارائه می‌دهند. آیا می‌توانید با این شرکت‌ها رقابت کنید؟ آیا می‌توانید محصولی با همان کیفیت یا بالاتر ارائه دهید یا خیر؟

اگر اولین کسب و کاری هستید که وارد یک حوزه می‌شوید، خیلی به نفع شما خواهد بود. می‌توانید با نوآوری نام برند خودتان را سر زبان‌ها بیاورید و فروش زیادی داشته باشید. با این حال این نکته را هم بدانید که نوآوری تا پایان عمر شما را تضمین نمی‌کند و شرکت‌های زیادی هستند بلافاصله بعد از شما، در زمینه کاری شما شروع به فعالیت می‌کنند. درست مثل زمانی که اسنپ کار خود را به‌عنوان اولین سرویس تاکسی آنلاین در ایران آغاز کرد، شرکت‌های مختلف دیگری هم وارد این حوزه شدند.

اگر ممکن است در شرایطی قرار بگیرید که با رقبای نام‌داری رقابت کنید، دلیلی ندارد پا پس بکشید. بلکه می‌توانید یه قسمت از بازار را هدف بگیرید. باید در بازار کسب و کار خود مشکلات و نیازها را بشناسید و راه حلی برای آن‌ها ارائه دهید. از خود بپرسید افراد از چه خدمات یا ﻣﺤﺼﻮﻟﯽ اﺳﺘﻔﺎده می‌کنند؟ چقدر بابت آن هزینه پرداخت می‌کنند؟ آیا می‌توان یک روش ساده‌تر جایگزین کرد؟ اگر بخواهند از این روش جدید استفاده کنند چقدر باید هزینه کنند؟ چه دلیلی دارد از روش پیشنهادی من استفاده کنند؟ به این کار بازاریابی جاویژه (به معنی پیدا کردن جای ویژه بازار) می‌گویند. هدف از بازاریابی جاویژه تمرکز روی تامین کردن یک کالا یا خدمات برای بخش کوچکی از بازار است که کالاها یا خدمات موجود نتوانسته‌اند نیاز آن بخش را به خوبی برآورده کنند.

قدم سوم: هدف نهایی تان را مشخص کنید

ایده را پیدا کرده اید، آن را برسی کردید، چالش ها و ریسک ها را هم پشت سر گذاشتید، حالا باید خط سیر حرکتتان و برندتان را ترسیم کنید، باید بدانید کجا هستید و در نهایت به کجا می خواهید برسید، مثلا میخواهید در سه سال آینده به عنوان تولید کننده خوشبو کننده هوشمند که خودش تشخیص دهد کی بوی خوش را اسپری کند، در سطح تهران شناخته شده باشید و کارخانه تان فلان جا باشد و روزانه n عدد محصول تولید و x تومان سودتان باشد؛ این برنامه ریزی ضروری است چرا که به شما مسیر روشن میدهد و دقیقا میدانید چقدر سرمایه باید جمع کنید، چقدر محصول تولید کنید و چه طور و در چه سطحی بازاریابی کنید.

مسیر موفقیت

قدم چهارم: شروع کنید

والت دیزنی حرف جالبی دارد که می‌گوید برای شروع، حرف زدن را کنار بگذارید و فقط شروع کنید! من زمانی میخواستم گل سینه تولید کنم و طرح هایم نه در سطح ایران بلکه در سطح دنیا بدون مشابه و رغیب بود، مشتریانش را پیدا کرده بودم و حتی سفارش کار هم گرفتم و به صورت نمونه کار 20 عدد تولید کردم که به دوستان و تعدادی مغازه دار دادم،  اما انقدر در تصمیم گیری برای شروع رسمی کارم تعلل کردم که یک روز یکی از دوستانم تماس گرفت و گفت محصولت را در فلان نمایشگاه دیدم در صورتی که من در آن نمایشگاه کاری نداشتم، مساله را پیگیری کردم و دیدم یک نفر دیگر که نمونه کار را جایی دیده بود و نتوانسته بود سازنده را پیدا کند چون مشتری داشته خودش شروع به تولید کرده و الان روزانه 50 کار تحویل بازار میدهد! هر کار حداقل 10000 تومان برای من سود داشت و من در واقع یک بازار پر سود که میتوانست انحصاری در اختیار برند خودم باشد را از دست دادم هرچند که هنوزم برای شروع دیر نیست اما الان مشغول سرمایه گذاری روی کار دیگری هستم؛ این مثال را گفتم تا بدانید شروع نکردن سریع و به موقع چقدر میتواند تلخ و آسیب رسان باشد ضمن اینکه فکر نکنید اگر ایده ای دارید آن ایده فقط به ذهن شما رسیده! خیر، ممکن است هر کس دیگری هم همان ایده را کشف و زودتر از شما عملی کند پس تعلل نکنید!

قدم پنجم: ویترین مجازی بسازید

فضای مجازی شامل وب سایت، شبکه های اجتماعی و حتی وبللاگ را فراموش نکنید، هر کاری که دارید حتی تولید رب خانگی، حتما در فضای اینترنت خود و محصولتان را معرفی کنید و این بخش را دست کم نگیرید چراکه همین بخش به تنهایی ممکن است روزی نیاز شما را از بازاریابی مرتفع کند و انقدر به شما مشتری بدهد که مجبور شوید کارگاهی مجزا راه اندازی کنید.

قدم ششم: بازاریابی

بازاریابی یا بازار سازی را در اولویت خود قرار دهید، اگر بهترین محصول را هم بسازید اما نتوانید آن را بفروشید به هیچ دردی نمی­خورد، بازاریابی مساله ای است که آینده کاری  را تضمین و سیل ثروت شما را جاری میکند پس اگر در این زمینه تخصصی ندارید حتما با مطالعه یا شرکت در کارگاه های آموزشی خودتان را در این بخش تقویت و صاحب مهارت کنید. قبل از تولید محصول هم بازاریابی کنید، سفارش بگیرید، اگر محصولتان مشابه دارد، از آن محصول بخرید و ببینید میتوانید همان را بفروشید؟ اینگونه که عمل کنید خیلی نکات را در می یابید که حتی در طراحی محصول هم کلی ایده به ذهنتان جاری میکند.

قدم هفتم: قانونی باشید

99% مشاغل خانگی مستلزم داشتن مجوز از نهاد های مربوطه میباشند و سامانه ای هم برای سامان دادن و ثبت مشخصات کارگاه های خانگی وجود دارد، در ابتدای کار و در ابعاد کوچک و آزمایشگاهی نیاز به مجوز ندارید اما به محض اینکه کمی بزرگتر شوید اگر قانونی نباشید مشکلات زیادی برایتان پیش می آید، حتما در این مورد تحقیق کنید و اگر از مشاغل حساسی هستید که مجوز نیاز دارد اقدام کنید و نترسید که در پیچ و خم اداری ارگان ها کلافه میشوید، خیر، سخت است اما شدنیست و این وجهه قانونی خیلی جاها مخصوصا برای دریافت بسته های حمایتی و تسهیلات به شما کمک میکند.

نتیجه:

نترسید، کار سخت است، تغییر و تحول سخت است، اینکه مشکلات مالی نداشته باشید و هر چیزی را که آرزو دارید بتوانید داشته باشید شیرین اما سخت است ولی شدنیست! هیچ قله ای مسیر اتوبانی و آسفالت ندارد، هیچ قله ای در سرازیری نیست و باید برای فتح آن سختی بکشید.

درست است، میدانم و من هم درگیرش هستم، قله های جامعه ما از همه جا صعب العبور تر به نظر میرسند اما باور کنید یا نه راه اندازی کسب و ار در ایران از بسیاری کشورهای دنیا راحت تر است و حتی اگر این طور هم نباشد به هر حال قله های موفقیت در ایران هم قابل فتح و دسترسی هستند پس گوشهایتان را در برابر تمام اعتراض ها و حرف های ناامید کننده ببندید و با نهایت قدرتتان تلاش کنید تا بتوانید خودتان، خانواده و فرزندان تان را در آینده به آرزوهایتان برسانید.

نویسنده: محمدعرفان زارعی

 

 

 

پس ازمطالعه مقاله ای از آقای حسین قوامی این متن را نوشتم و قطعا جملات ایشان در نگارش این متن موثر بوده 

ضمن تشکر از تلاش وی، آدرس سایت منتشر کننده را به عنوان منبع الهام دهنده در زیر نوشته ام:

www.novin.com

 

 

کلیدواژه‌ها

مطالب مرتبط

مطالب بیشتر از «آموزش کسب و کار »

نظر شما

شما در حال ارسال پاسخ به نظر «» می‌باشید.

نظرات بینندگان

جدید ترین برنامه ها

آخرین خبرها