زندگی به سبک بنیانگذار «مهرام» شاهرخ ظهیری | شبکه تلویزیونی ایران ‌کالا

زندگی به سبک بنیانگذار «مهرام» شاهرخ ظهیری

  • جمعه 23 فروردین 1398 18:12
  • شناسه 38141
زندگی به سبک بنیانگذار «مهرام» شاهرخ ظهیری

به یاد مرحوم شاهرخ ظهیری پدر صنایع غذایی ایران و بنیانگذار شرکت مهرام

شکست خود پیروزی است. آدم بدون شکست، زندگی نکرده. هرچقدر کسی بیشتر شکست خورده باشد بدانید موفقیت های بیشتری داشته است.

شاهرخ ظهیری

«شاهرخ ظهیری» در سال 1309 در شهر ملایر از پدری ملایری و مادری تهرانی زاده شد، خانواده اش زمانیکه وی 2 سال داشت، به تهران و در چهار سالگی به دلیل شغل پدرش به قم مهاجرت کردند و برای چندین سال در آنجا ساکن بودند.

تصویر پدر مرحوم ظهیری

 

شاهرخ ظهیری تحصیلات متوسطه را در قم گذراند و زمانیکه وی کلاس پنجم ابتدایی را تمام کرده بود، پدرش براثر بیماری سل جانش را از دست داد و به دلیل اینکه فرزند بزرگ خانواده بود، از همان کودکی مشغول کار شد. ر این زمان و در حالیکه 18 سالش بود، کفالت مادر، خواهران و برادرانش را عهده ‌دار شد و ابتدا با مدرک تحصیلی پنجم دبیرستان به استخدام اداره فرهنگ قم درآمد و به عنوان معلم دبستان به تدریس مشغول شد.

تاریخ استخدام او مهرماه 1328 بود. از حقوق 64 تومانی تدریس، ماهانه 10 تا 12 تومان آن خرج اجاره خانه می شد. با این حال هزینه خانواده ظهیری از محل دیگری نیز تامین می شد روی یک دستگاه کامیون که از پدر او به ارث رسیده بود راننده ای گماشته شده بود که بخشی از هزینه های خانواده را تامین می کرد.

وی پس از گذراندن دوران تحصیل در قم، در رشته ادبیات درس خواند و سپس وارد دانشگاه شد و در رشته حقوق دانشگاه تهران به ادامه تحصیل پرداخت. او در کنار تحصیلات دبیرستان، مدتی کوتاهی هم به تحصیلات حوزوی مشغول بود، اما این موضوع را نیمه کاره رها کرد و در نهایت در سال 1329 با قبولی در رشته حقوق دانشگاه تهران به تحصیلات خود ادامه داد و برای تدریس در دروس تاریخ و ادبیات و ادامه تحصیل به کرج منتقل شد. ظهیری یکی از دلایل اصلی علاقه به تحصیل در رشته حقوق را روحیه کدخدامنشی خود می داند. او می گوید: «از همان دوران جوانی برای حل وفصل مشکلات دیگران و رفع اختلاف های موجود میان افراد، خود را شایسته نشستن بر جایگاه داوری و قضاوت می دیدم».

  کار کارمندی چندان باب میل اش نبود و او کارآفرینی را در اندیشه خود می پروراند، در حالی که تحقق چنین آرزویی از مسیر کارمندی دولت و حرفه معلمی نمی گذشت. بنابراین در سال 1337 ضمن تدریس در دبیرستانی به نام سد کرج در تهران، صبح ها در فروشگاه مرکزی کارخانه پارچه بافی درخشان یزد با حقوق ماهانه 350 تومان مشغول به کار شد. او در آن زمان موفق شده بود برای تدریس به دبیرستان های تهران منتقل شود.

فروشگاه منسوجات کارخانه درخشان یزد در مقابل سبزه میدان تهران، برای شاهرخ ظهیری در حکم ایستگاه اول قطاری بود که او را تا قله صنعت غذایی ایران رساند. کارخانه درخشان یزد علاوه بر فاستونی، پتوهای مرغوبی را تولید می کرد که باب دل اکثر مردم آن دوره بود. این فروشگاه را فردی به نام هراتی هدایت می کرد که از بستگان نزدیک شاهرخ ظهیری بود. فروشگاه درخشان یزد در عین حال سالانه میلیون ها متر پارچه موردنیاز تهیه یونیفورم های ماموران و افسران شهربانی کل کشور را تامین می کرد.

ظهیری خود می گوید، اولین روزی که برای کار وارد فروشگاه شد، چهارپایه ای به او دادند و تا مدت ها او در گوشه ای از فروشگاه روی آن می نشست و رفت وآمد مشتریان را نظاره می کرد. اما این برای ظهیری جوان و تحصیلکرده و در عین حال اتوکشیده آن زمان خوشایند نبود. پس باید به دنبال راهی می گشت تا قابلیت های خود را در عرصه کسب وکار نشان دهد. سرانجام نقطه جهش در فروشگاه درخشان یزد زده شد. صبح یکی از همان روزهایی که شاهرخ ظهیری خود را به فروشگاه محل کار می رساند، اتفاق مهمی می افتد. از رئیس اداره تدارکات شهربانی وقت نامه ای می رسد که هراتی را در شوک فرو می برد. در آن نامه اعلام شده بود که شهربانی دیگر قصد خرید پارچه یونیفورم از درخشان یزد را ندارد. در آن زمان، شهربانی کل کشور همه ساله میلیون ها متر پارچه موردنیاز تهیه یونیفورم ماموران و افسران خود را از کارخانه درخشان یزد خریداری می کرد و از محل فروش آن سود خوبی نصیب کارخانه درخشان یزد می شد. اما نامه فسخ قرارداد شهربانی کل کشور وقت با درخشان یزد، تهدید بزرگی برای ادامه کار این کارخانه محسوب می‌شد. پس شاهرخ ظهیری باید دست به کار می شد. او هراتی، مسوول فروشگاه را مجاب کرد که می تواند این مشکل را حل کند و دو روز فرصت خواست. شاهرخ ظهیری که در آن زمان اواخر سال سوم دانشکده حقوق را می گذراند و تا گرفتن لیسانس حقوق فاصله ای نداشت، صبح فردای آن روز قدم زنان راهی شهربانی کل کشور شد. از پلکان ورودی کاخ شهربانی بالارفت و سراغ دفتر رئیس اداره تدارکات را گرفت، اما نگهبان مسلح کاخ مانع ورود او شد. اصرار او باعث می شود راه دفتر افسر نگهبان را به او نشان دهند. ظهیری در این باره می گوید: »آن روز موفق شدم وقت ملاقاتی برای صبح فردای آن روز با عالی ترین مقام شهربانی کل کشور به دست آورم.« ساعت 6 صبح روز بعد در دفتر تیمسار رئیس اداره تدارکات شهربانی حاضر شدم. فرصت زیادی نداشتم، پس شروع کردم: »جناب تیمسار من کارمند فروشگاه کارخانه درخشان یزد هستم. گویا امسال دستور فرموده اید که شهربانی دیگر از کارخانه ما پارچه نخرد. در حالی که پارچه های کارخانه درخشان یزد به تصدیق همه اهل فن هم کیفیت بالایی دارد و هم قیمت آن بسیار منصفانه و رقابتی است. بنابراین امروز خدمت رسیده ام تا تقاضا کنم آن دستور را لغو بفرمایید، چون اگر دستور جنابعالی اجرا شود علاوه بر خسارت سنگین به کارخانه، من و عده زیادی از کارکنان آن بیکار و رزق و روزی خود را از دست خواهیم داد.« صحبت های آن روز و آن ساعت شاهرخ ظهیری اثر خود را گذاشت. تیمسار بی آنکه پاسخی به او بدهد گوشی تلفن را برداشت و به آجودان خود با لحن خشک و آمرانه دستور داد: »پارچه امسال را هم از درخشان یزد بخرید.« این اقدام ظهیری در آن زمان سروصدای زیادی در بازار به پا کرد و باعث شد تا بسیاری تجار سرشناس آن وقت بازار برای شاهرخ ظهیری جوان حساب جداگانه ای باز کنند. هراتی، مسوول فروشگاه نیز مبلغ 500 تومان پاداش برای او در نظر گرفت.
   
   
ترخیص کار شرکت ماشین های فلاحتی

    عزم و اراده شاهرخ ظهیری، راه را برای موفقیت او هموارتر کرد. کارفرمای او وضع مالی مساعدی پیدا کرد و تصمیم گرفت فعالیت خود را به حوزه های دیگری هم گسترش دهد. بنابراین شرکتی به نام شرکت ماشین های فلاحتی تاسیس و نمایندگی ماشین های کشاورزی نظیر تراکتور و کمباین را از شرکت آستین انگلیس گرفت و همزمان موفق به اخذ نمایندگی اتومبیل های بی ام و از آلمان غربی آن زمان شد. محل شرکت جدید در جاده قدیم شمیران، شریعتی امروز بود. در آن زمان، که مقارن بود با سال 1332 و دوران پس از کودتای 28 مرداد، ظهیری به دستور هراتی از فروشگاه کارخانه درخشان یزد به شرکت ماشین های فلاحتی منتقل و مسوولیت گشایش اعتبارات اسنادی امور گمرکی و ترخیص خودروها و ماشین آلات وارداتی از گمرک خرمشهر را به دست گرفت.

   
انتقال به شرکت ایران و غرب

    پیشرفت کاری شاهرخ ظهیری رفته رفته او را به وزنه ای کارآمد در فضای کسب و کار آن زمان تبدیل کرده بود تا آنجا که هراتی روزی ظهیری را به دفتر محل کار کشانده و خطاب به او می گوید: »شما به لقمه بزرگ برای دهان من تبدیل شده اید، چرا که آقای صراف زاده پیغام داده و از من خواسته که شما را برای همکاری نزد ایشان بفرستم.« صراف زاده همشهری هراتی و از ثروتمندان و کارخانه داران معروف یزدی و نماینده مردم یزد در مجلس شورای ملی وقت بود. او سمت ریاست کمیسیون بودجه مجلس را هم برعهده داشت و فردی بسیار پرنفوذ بود. در آن زمان، صراف زاده یکی از سهامداران اصلی شرکت »ایران و غرب« بود. دفتر این شرکت در خیابان شاهرضای سابق و انقلاب فعلی در مجاورت هتل تهران پالاس قرار داشت. ظهیری مدتی در این شرکت مشغول به کار بود و پس از آن در شرکت آفتاب شرق در خیابان فردوسی که متعلق به محلوجی ها (اکبر، اصغر، خلیل) بود، به سمت مدیر فروش تراکتورها مسی فرگوسن انگلیس منصوب و مشغول به کار شد. اما دست تقدیر، سرنوشت دیگری را برای او رقم زد.

با آمدن سرلشکر ریاحی به وزارت کشاورزی، سیاست های دولت وقت درخصوص تهیه و تامین ماشین آلات کشاورزی دستخوش تغییر شد. به اینگونه که وزارت کشاورزی قراردادی برای ساخت تراکتور با کشور رومانی منعقد کرد و به این ترتیب اولین کارخانه تراکتورسازی در تبریز راه افتاد. بعد از تاسیس این کارخانه، کسب و کار شرکت آفتاب شرق که در کار واردات تراکتور و سایر ماشین آلات کشاورزی بود کساد شد. پس از آن بود که ظهیری به کار دولتی روی آورد. او به مدت چهار سال در سمت مدیر مالی و ذیحساب در سازمان آب و برق گیلان مشغول شد. پس از چهار سال فعالیت در گیلان، او دیگر نتوانست در آن دیار بماند و عازم تهران شد. ظهیری در بازگشت به تهران بار دیگر ارتباط خود را با تشکیلات شرکت ایران و غرب برقرار کرد و به توصیه صراف زاده و شرکا ظهیری برای راه اندازی یک شرکت صنایع غذایی ترغیب شد. در آن زمان صنایع غذایی در ایران از محدوده تولید کمپوت و رب گوجه فرنگی و تولیدات فله ای دیگری چون خیارشور و ترشی فراتر نمی رفت. محصولات آمریکایی و اروپایی نیز بازار ایران را در دست داشتند.

ظهیری به دلیل توجه روزافزون مصرف کنندگان به محصولات کنسرو شده به این سمت رفت و مقدمات تاسیس شرکت مهرام را فراهم کرد.

«شاهرخ ظهیری» متوجه ذائقه مصرف کنندگان ایرانی به محصولات کنسرو شده و به این سمت و سو رفت و مقدمات تاسیس شرکت «مهرام» را با 10 میلیون ریال سرمایه گذاری فراهم کرد. سال 1349 بود که او اولین دفتر شرکت مهرام را در پاساژ سلامت واقع در خیابان سعدی جنوبی راه اندازی کرد. رقبای بزرگی نیز در دور و اطراف مهرام در آن زمان وجود داشتند. قبلاً شرکت کنسروسازی یک و یک در دشت مرغاب استان فارس احداث شده بود. چند ماه پس از راه افتادن مهرام، شرکت کنسروسازی چین چین خراسان فعالیت خود را شروع کرد. با این حال، ظهیری از میان محصولات کنسروی و غذایی، تولید سس را انتخاب کرد. ایده تولید سس مهرام البته به پیشنهاد باجناق شاهرخ ظهیری بازمی گردد.

ظهیری خود در این باره می گوید: «در آن زمان باجناق من با یک ایرانی دیگر در بورسیه معروف صنایع غذایی کرافت (kraft)  آمریکا که محصولاتش به تمام دنیا صادر می شد، کارآموزی کرده بودند. آنها بعد از بازگشت به ایران به من پیشنهاد کردند که یک کارخانه تولید سس راه اندازی کنیم. قبول کردم و به وزارت صنایع رفتم و مجوز احداث یک کارخانه تولید سس را در شهر صنعتی البرز قزوین گرفتم». در عین حال، در سال 1351 در حالی که اولین محصولات تولیدی مهرام رفته رفته جای خود در میان مصرف کنندگان ایرانی باز می کرد، ظهیری با 30 سال خدمت که پول پنج سال آن را یکجا به حساب دولت ریخته بود، خود را از خدمات دولتی بازنشسته کرد.

 خرید کارخانه وردا

    استاندارد کرافت آمریکا، شرایط ویژه ای را برای تولید سس تعریف می کرد. شرایطی که در ایران آن زمان دست و پای شاهرخ ظهیری را برای تولید سس مهرام بسته بود. براساس این استاندارد، درصد اسید سس تولیدی باید پایین تر از سرکه های معمولی می بود. بنابراین تولید محصول سس مهرام به سرکه مرغوب و استاندارد نیاز داشت، در حالی که آن نوع سرکه در بازار آن موقع پیدا نمی شد. پس ظهیری باید راه چاره ای برای تولید سس مهرام می اندیشید. در آن زمان کارخانه تولید سرکه وردا در تهران فعالیت داشت. این کارخانه قادر بود سرکه استاندارد مورد نیاز شاهرخ ظهیری را تامین کند. ظهیری برای خرید این کارخانه وارد مذاکره شد و در نهایت توانست وردا را به مبلغ 30 میلیون تومان خریداری کند.

با خرید کارخانه وردا، مهرام وارد مرحله تولید شد. ظهیری بلافاصله دو خط تولیدی یکی از انگلیس و دیگری از آلمان در مهرام به راه انداخت. کارخانه سرکه وردا را هم با ماشین آلاتی که از آلمان وارد کرد بازسازی نمود. در شروع کار، شرکت مهرام برای تولید هفت نوع سس، یعنی سس مایونز، سس فرانسوی، سس هزار جزیره، سس ایتالیایی، سس ساندویچ و سس ماهی و کچاپ برنامه ریزی کرده بود. ظرفیت رسمی تولید کارخانه نیز در آن زمان 2 تا 3 تن معادل 100 کارتن بود. اما جا انداختن فرهنگ مصرف سس مهرام در میان ایرانیان آن زمان برای ظهیری و تیم او به مراتب سخت تر از راه اندازی کارخانه بود. مردم آن زمان تاکنون چنین محصول غذایی را نه چشیده و نه حتی دیده بودند. بنابراین ظهیری دست به ابتکاری جالب زد.

شیوه های جلب مشتری

    مهم ترین کاری که برای فروش محصولات مهرام باید انجام می شد، ایجاد اشتهای کاذب نسبت به آن محصولات در میان مردم بود. دستیابی به آن هدف نیز نیازمند پیاده کردن یک سلسله تاکتیک های روانی بود که ظهیری درباره آن چنین توضیح می دهد:

«روزها کارمان این بود که کامیون های پخش محصولات مهرام را به پیچ شمیران می فرستادیم. بلافاصله افراد آموزش دیده ای را نیز به عنوان مشتری به مغازه های پیچ شمیران می فرستادیم و هرکدام انواعی از محصولات مهرام را خریداری می کردند. مغازه دار هم که می دید برای محصولات ما آن همه مشتری پیدا شده، رفته رفته میل بیشتری به خرید از ما پیدا می کرد. به این ترتیب فروش محصولات مهرام در مدت کوتاهی رونق گرفت.»

کارخانه مهرام، در ابتدای انقلاب اسلامی با مشکلاتی مواجه شد. اما با شکستن اعتصاب ها، کارگران به واحدهای تولید بازگشتند و فعالیت مهرام نیز از سر گرفته شد. شروع جنگ تحمیلی نیز بر تولید مهرام اثر گذاشت که از آن جمله می‌توان به واردات مواد اولیه و بسته بندی محصولات مهرام اشاره کرد. اما مزایایی نیز در دامان مهرام گذاشت چراکه با بسته شدن درهای مملکت به روی ورود کالاهای مشابه خارجی، محصولات مهرام در کشور جای خود را باز کرد.

صادرات به آمریکا

    داستان صادرات محصولات مهرام به آمریکا نیز شنیدنی است. در آن زمان، ایران به زیر تیغ تحریم ایالات متحده رفته بود. اما ظهیری موفق شده بود محصولات مهرام را به آمریکا صادر کند. او در این باره می گوید: «ما ناچار بودیم محصولات خود را از طریق دوبی به آمریکا صادر کنیم. محموله صادراتی ما 15 روزه با کشتی از دوبی به آمریکا می‌رسید. محموله های صادراتی مهرام در بندر لس آنجلس در غرب آمریکا از کشتی تخلیه و از آنجا میان فروشگاه های معتبر آمریکا توزیع می‎شد و مشتریان پروپاقرصی هم داشت».

پس از خاتمه جنگ تحمیلی، مشکلات اقتصادی به گونه‌ای دیگر بر سر جامعه صنعتی ایران خراب شد. بانک مرکزی در آن زمان اعتبارات شرکت های خصوصی را تا 50 درصد کاهش داد و به این ترتیب واحدهای تولیدی بخش خصوصی برای خرید و تامین مواد اولیه با مشکل مواجه شدند. شرکت مهرام نیز که تا پیش از این در قالب سهامی خاص فعالیت می کرد به ناچار به سهامی عام تبدیل شد و با ورود 50 درصد سرمایه شرکت به بورس جان تازه‌ای گرفت. شاهرخ ظهیری در آن زمان بود که دیگر توان اداره مهرام را در خود ندید. بالارفتن سن و بیماری قلبی او باعث شد از مدیریت مهرام کناره گیری کند. با این حال پایگاه دیگری برای ادامه فعالیت ظهیری فراهم بود. او در زمان اداره مهرام همکاری مستمری با اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران داشت و همزمان با برگزاری اولین دوره انتخابات اتاق به عضویت هیات نمایندگان پارلمان بخش خصوصی درآمده بود. ظهیری بیش از 30 سال عضو اتاق بازرگانی تهران بود.

وی در نهایت 22 فروردین 1398 در تهران دیده از جهان فرو بست و آیین خاکسپاری او روز جمعه ۲۳ فروردین در بهشت زهرا، آرامگاه خانوادگی کمالی یزدی شماره ۱۲۹۵، جنب قطعه هنرمندان برگزار شد.

مطالب بیشتر از «خبر ویژه»

نظر شما

شما در حال ارسال پاسخ به نظر «» می‌باشید.

نظرات بینندگان

جدید ترین برنامه ها

موضوع داغ هفته

  • پیشنهاد پلکانی شدن افزایش دستمزد کارگران

    پیشنهاد پلکانی شدن افزایش دستمزد کارگران

    یک کارشناس اقتصادی معتقد است به جای منطقه‌ای شدن دستمزد باید به سمت یکسان‌سازی دستمزد و برقراری عدالت در مناطق روستایی و شهری رفت. وی پلکانی شدن حداقل دستمزد کارگران در سال آینده را پیشنهاد کرد.

خبر آگهی

  • هاپیر تایر، خدمتی ویژه در کسب و کار آنلاین

    هاپیر تایر، خدمتی ویژه در کسب و کار آنلاین

    هایپرتایر با ایده‌ای خلاقانه برای ارایه خدماتی متفاوت در عرصه فروش آنلاین تایر بوجود آمد؛ ویژگی اصلی این مجموعه ارایه خدماتی متمایز در زمینه نصب تایرهای عرضه شده به صورت سیار است‌.

آخرین خبرها