کریم صیرفیان، فرش صیرفیان | شبکه تلویزیونی ایران ‌کالا

کریم صیرفیان، فرش صیرفیان

  • چهارشنبه 17 مهر 1398 22:00
  • شناسه 39677
کریم صیرفیان، فرش صیرفیان

تاریخ فرش دستباف ایران با خاندان صیرفیان بیش از یکصد سال است که پیوند خورده است.

«آن صانع قدیم که بر فرش کائنات             چندین هزار صورت الوان نگار کرد»

 

تاریخ فرش دستباف ایران با خاندان صیرفیان بیش از یکصد سال است که پیوند خورده است.

در ابتدا فهرست‌وار،  ارتباط خود را با پدربزرگم چنین معرفی می‌نمایم:

پدربزرگم بنیانگذار فرش صیرفیان، حاج آقا رضا صیرفیان  ۱۲۶۳ تا ۱۳۵۳ هجری خورشیدی؛

پدرم ادامه‌دهنده و توسعه‌دهنده فرش صیرفیان، حاج آقا صادق صیرفیان ۱۳۰۱ تا ۱۳۸۳ هجری خورشیدی؛

و خودم که امروز با عشق به این هنر به عنوان نسل سوم مشغولم، کریم صیرفیان از ۱۳۴۹ هجری خورشیدی تاکنون؛

 

سعدی، شاعر گرانمایه کشور عزیزمان ایران، در بیتی می فرماید:

«به سوق صیرفیان در، حکیم آن را به          که بر محک نزند سیم ناتمام عیار»

 

پدربزرگم در سال ۱۲۶۳ شمسی در اصفهان قدم به این دنیا گذاشت، پدرش آقا محمدعلی اصفهانی، بازرگان بود ولی علاقه وی به شغل پدری نبود و شغل اجدادی مادری‌شان را که صرّافی بود انتخاب کرد و خیلی زود در سن ۱۳ سالگی به این شغل روی آورد.  انتخابی خطیر و دشوار برای آن سن پایین؛ به هر حال با بهره‌گیری از استعداد و هوش ذاتی و خدادادی خود و با پیگیری و کوشش فراوان و البته با درستکاری در این کار به سرعت پیشرفت می‌کند به گونه‌ای که ضمن درآمد مکفی شخصی با از کار افتادن پدرش، به اصطلاح، نان‌آور خانواده می‌شود.

علاقه وی به هنر فرش گرچه ممکن است که باز خود، ریشه در اجدادش داشته باشد ولی به طور مشخص از همان ابتدای رونق کاری‌اش شروع می‌شود، چنانچه در مسیر منزل تا محل کار، در بازار از مغازه‌های فرش هم گذر می‌کرد و دل در گرو طرح و رنگ فرش‌های زیبا می‌سپرد که پس از دهها و شاید صدها سال دوران فترت و خاموشی دوباره خود را برای شکوفایی مجدد آماده می‌کرد.

در این زمان، وی با خرید قطعه زمین‌هایی در مجاورت منزل موروثی تصمیم به توسعه و بازسازی الحاقات،  متناسب با ساختار قدیمی و باستانی منزل یاد شده می‌گیرد  و به این مهم دست می‌یازد و این به مفهوم نیاز بیشتر به فرش‌های اصیل و با کیفیتی بود که اتاق‌های شاه‌نشین و پنج دری و سه دری و غیره را مفروش کند.  این امر شاید یکی از علل گرایش بیشتر ایشان به شناخت و توجه بیشتر نسبت به هنر فرش گردید که می‌توان از همان سال‌ها( حدود ۲۰ سالگی)  دلبستگی و علاقه ایشان را به فرش‌های نفیس و زیبا احساس کرد تا جایی که در حدود ۳۰ سالگی که ازدواج می‌کنند به فردی با تجربه و درایت هم در درجه اول در حرفه اصلی‌شان که در آن زمان صرّافی بود و در ثانی به هنر فرش که بزرگترین علاقه ایشان بود تبدیل می‌شوند. و لذا ایشان را حتی قبل از اینکه خود به حرفه تولید فرش دستباف روی آورند به عنوان مجموعه‌دار فرش‌های نفیس دستباف می‌توان به حساب آورد که از آغاز این حرکت هنری تا امروز بیش از ۱۱۵ سال می‌گذرد.  شمّ بالای ایشان در جمع‌آوری مجموعه‌ای از فرش‌های هنری در منزل باستانی‌اش،  پاره‌ای از تاجران برجسته فرش را که از راه‌های دور و نزدیک و به ویژه تهران می‌آمدند به سویش کشاند تا آنجا که ایشان حتی به طور ناخواسته بنا به ملاحظه آن افراد، تعداد زیادی از آن فرش‌های زیبا و با کیفیت مجموعه خود را از آن منزل تاریخی بود فروخت و بنا به دلایلی متاسفانه موفق به جایگزینی آنها یا فرش‌هایی که در آن زمان در بازار بود نشد یعنی اینکه کیفیت قابل رقابت و قابل قبول را ما بین آنها پیدا نکردند تا خرید کنند و متعاقباً ضمن سرخوردگی به توصیه یکی از آشنایان به خرید فرش سلف یعنی فرش روی دار قالی روی آوردند و باز هم متاسفانه طی حادثه‌ای استاد بافنده‌ای که عهده‌دار این کار شده بود فوت کرد و بالاجبار خود مجبور به پیگیری تکمیل بافت آن فرش‌ها شد و این شروعی برای یک مرحله جدید در علاقه قدیمی وی به فرش بود و آن یعنی تولید فرش‌های هنری. در این زمان با یک بلند نظری خاصی، جرقه‌ای در ذهنش زده شد و آن بهره‌گیری از بهترین‌ها برای تولید بهترین فرش بود، یا انتخاب بهترین الیاف(کرک و ابریشم) و ظریف‌ترین آن‌ها که تا آن موقع سابقه نداشت، با بهره‌گیری از بهترین رنگرزان، زیباترین و بادوام‌ترین رنگ‌های طبیعی را بر آنها استوار ساخت و البته با سفارش اصیل‌ترین و دلنوازترین طرح‌ها، نقوش اصیل ایرانی را بر فرش‌های زیبا جاودان ساخت،  فرش‌هایی که دست پنجة بانوان هنرمند بافنده اصفهان بود که هم اکنون بسیاری از آنها در موزه‌ها و مجموعه‌های هنری ارزشمند دنیا قرار دارد.

فرزندان وی به این هنر روی آوردند.  به ویژه مرحوم پدرم صادق صیرفیان متولد 1301 خورشیدی در دوران دبیرستان بسیار به این هنر علاقه‌مند گردید و پس از فارغ‌التحصیلی با قدرت و توان بالای ذاتی خویش، با پدر خویش در این کار هم‌افزایی می‌کند و پس از چند سالی با کسب تجربه و موفقیت‌های روز افزون نام فرش صیرفیان را بلند آوازه‌تر می‌کند.

البته ناگفته نماند که برادران و حتی خواهران وی(یعنی عمو و عمه‌های من) هم کم و زیاد با همکاری یکدیگر و اعتبار و شهرت فرش صیرفیان افزودند.

فرش صیرفیان از بدو شروع فعالیت تاکنون که حتی از نسل چهارم خاندان هم به نوعی در ادامه آن مشغول می‌باشند و شاخه‌های آن را گسترده‌تر می‌کنند، همواره سمبل هنر ملی ایران زمین بوده است و موجب آبروی این آب و خاک مقدس در دنیا بوده است به صورتی که آثار زیادی از پدربزرگ، پدرم و عموهایم در مجموعه‌های هنری دنیا، کاخ‌ها، سازمان‌ها و موزه‌ها و غیره نگهداری می‌شود چه در ایران و چه در خارج از ایران، و همین طور به عنوان یکی از شاخص‌ترین برندهای هنر فرش در حراجی‌های معظم و معتبر دنیا شناخته شده است و کارشناسان فرش از آن همواره به نیکی و اعتبار یاد می‌کنند. در سازمان ملل متحد در نیویورک، فرش صیرفیان با شعر سعدی شیرین سخن «بنی آدم اعضای یکدیگرند؛ که درآفرینش ز یک گوهرند...» به عنوان سمبل هنری و معنوی، یادآور پیام همبستگی بشریت است.

 فرش یازده منظره که با نام بهشت صیرفیان هم شناخته می‌شود یکی از شاهکارهای تکرار نشدنی از شادروان صادق صیرفیان است که بیانگر عشق و تمایل عمیق انسان به بهشت موعود و دنیای دور از بدی هاست.

مرحوم پدرم( صادق صیرفیان)  سوم اسفند ۱۳۸۳ برابر با عاشورای حسینی(ع)، دار فانی را به سوی سرای باقی وداع گفت، روحش شاد. از فرزندان وی، خداوند به من توفیق داد که مشعلی را که او روشن نگهداشته بود نگذارم خاموش شود و لذا در شاخه پدری تنها نسل سومی هستم که این کار را ادامه داده‌ام گرچه خود مدرک مهندسی مکانیک از دانشگاه صنعتی اصفهان در سال ۷۲ گرفته‌ام ولی عشق به این هنر، بیش از سی سال است که مرا شیدای خود کرده است و هر روز به عشق آفرینشی نو، به کار می‌پردازم.

من نیز به مانند سنت مختصرسازی، نام کوچک که از زمان پدربزرگم بوده است به جای نام محمدکریم که نام شناسنامه‌ای‌ام است امضای کریم صیرفیان را بر کارهایم استفاده می‌کنم، همانطوری که پدرم به جای محمدصادق نام صادق صیرفیان را استفاده می‌کرد و همینطور که پدربزرگم به جای نام محمدرضا صرفاً به نام حاج آقا رضا صیرفیان مشهور و شناخته شده‌اند.

از فرش‌های ویژه خودم به فرش دسته گل عشق، به یادبود پدر بزرگوارم، فرش بهشت کریم، به یادبود پدر و پدربزرگم و احیای فرش‌های اصیل گل و بلبل، بوستان عشق، بزم شاه عباس، تنازع بقا، طاووس، درخت زندگی، زندگی ایلیاتی، نوای عشق، شکارگاه سلطنتی، آفرینش دل و پنجره‌ای به بهشت اشاره می‌کنم.

 شکر خدا، فرش‌های کریم صیرفیان امروزه گرچه محدود است ولی به نوبه خود نام و عکس و اعتبار فرش ایرانی را بلند آوازه‌تر کرده است و از نام برتر فرش ایران در دنیا دفاع کرده است.

باز در پایان، همة عزیزان و خدمتگزاران این کهن بوم و بر دوست داشتنی را به خدای بزرگ می‌سپارم. 

 

«تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار             که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند»

 

کلیدواژه‌ها

مطالب بیشتر از «صد ساله ها»

نظر شما

شما در حال ارسال پاسخ به نظر «» می‌باشید.

نظرات بینندگان

جدید ترین برنامه ها

آخرین خبرها