معلمان انشاء، دوستتان دارم اما به ما بدهکارید! | شبکه تلویزیونی ایران ‌کالا

معلمان انشاء، دوستتان دارم اما به ما بدهکارید!

  • چهارشنبه 05 شهریور 1399 14:26
  • شناسه 45051
معلمان انشاء، دوستتان دارم اما به ما بدهکارید!

دستان پرمهر همه معلمان ادبیات و انشاء را می‌بوسم، خاک پایشان سرمه چشمانمان است، بعد از مادر، ایشان یاد دادند چگونه بخوانیم و بنویسیم و حتی چگونه فکر کنیم، اما امروز می‌گویم و یا حداقل به نظرم می‌رسد که شما فقط بابت یک فقره، به همه ما شاگردانتان بدهکارید. بابت همان فقره موضوع انشای علم بهتر است یا ثروت، که حتما خوب یادتان هست. 

فرشاد پرویزیان


◀️ اصلاً اجازه دهید امروز دوباره همین انشا را بنویسم و اگر خوب نبود به رسم ایام قدیم مداد لای انگشتانم بگذارید و اجازه ندهید زنگ تفریح به حیاط بروم و نتوانم آب بخورم (که کاش باز همان روزها می آمد و از پیشتان جم نمی‌خوردم و تا می‌توانستم یاد می‌گرفتم).

یادم هست با خط خوش، که هیچ وقت یاد نگرفتم با گچ، آنگونه مثل شما زیبا بنویسم، بر روی تخته سیاه فرسوده کلاسمان نوشتید؛ 
موضوع انشاء این هفته: علم بهتر است یا ثروت.

مبادا که خودتان اینک در دوران بازنشستگی و احتمالا به دلایل خزان اقتصاد و حقوق نه چندان بیش از معیشت ساده معلمی، باورکرده باشید که ثروت بهتر بود.

سال‌ها به توصیه شما خواندم و خواندم و خواندم تا امروز، هم پاسخ سوالتان را بدهم و هم طلبکار باشم بابت اساس سوال.

بگذارید اینگونه شروع کنم که مگر علم، در نهایت در هر رشته ای منجر به تحریر مقاله ای ارزشمند و عملیاتی برای ارایه طریق و ایجاد ابزار و وسایل تولید و خدمت نمی‌شود؟ حتی علوم آسمانی و الهیات نیز مگر به شرط مطالعه صحیح نزد استاد فرهیخته، منجر به تولید طمأنینه  و سکینه قلبی و موجب آرامش نمی‌شود؟ 

می‌بینید؟ بالاخره امروز پاسخ سوالتان را دادم. 

علم اگر علم باشد به خودی خود منجر به ثروت خواهد شد چه دنیوی و چه اخروی. 

اما اگر منظورتان از ثروت، کسب درهم و دینار از طرق غیر علمی مثلا خدای ناکرده رانت جویی، فرصت طلبی، اختلاس، برتری جویی، تبعیض و و و بوده است باید بگویم همین شیوه کسب ثروت نیز نیازمند احاطه به علوم کلاهبرداری و رمالی و قمار و پشت هم اندازی است و البته بعد، علم به راه‌های توان در چشمان دیگران دروغ گفتن و مجاب کردن و ریانمودن. 

مگر یادتان رفته در ادبیات، شعری برایمان از سنایی خواندید که:
چو علم آموختی از حرص آن گه ترس کاندر شب               چو دزدی با چراغ آید گزیده‌تر برد کالا 

پس تا اینجا عجالتا، پاسخ دادم که علم بهتر است، چون علم، اگر واقعا علم باشد، در ذات خود، تولید کننده ثروت است و نه در تضاد با آن؛ و به سبک دبیران عزیز دروس منطق و فلسفه اجازه دهید از این صغری و کبری نتیجه گیرم که: علمی که منجر به ثروت ( چه مادی و چه معنوی) نشود، اساسا علم نیست، و در نتیجه به زبان معلمان عزیز ریاضیات و جبر و حساب، قواعد بخش پذیری و جمع و ضرب را در طرح سوال رعایت نفرموده اید و  اساس سوال شما در طراحی دچار اشتباه است. 

البته ممکن است دبیران ارزشمند درس دینی (معارف اسلامی امروز) و طرح روایت سوال یکسان ۱۰ نفر پیاپی از مولای متقیان در باب همین موضوع که معصوم به هر یک پاسخی متفاوت و به نهایت نغض دادند، دچار خدشه شوم که به همان روایت ارجاع می‌دهم که پاسخ‌های امام نخست شیعیان در باب ارزشمندی علم، جز این درک می شود که ثروت حقیقی، همان علم است؟ 

◀️خوب این پاسخ من به سوال شما اما طلبکاری بابت چیست که ادعا کردم؟

طرح این سوال در اساس اشتباه، عمری ما را بر آن داشت و باور کردیم که مسیر کسب ثروت از راه علم نیست و برای پولدار شدن باید دنبال راه‌های دیگر بگردیم و در همین زمان جهان توسعه یافته امروز با یافته های علمی بنا شده بر همان علم دیروز ما توانست به راه‌های علمی افزایش تولید و دستیابی به ثروت دست یابد و ما امروز هنوز مانده ایم که درس بخوانیم صرفا برای اینکه فرمولهایی حفظ کنیم تا در نهایت همان فرمولها را درس بدهیم و با حقوقی ناچیز بازنشسته شویم و یا عاقبت فرار از مدرسه 
می شود سواری با مازراتی و پورش.

خودتان اکنون انشاء بنوییسید و توضیح دهید بابت این تصور اشتباه، به ما شاگردانتان بدهکارید یا شما هم بابت همین فقره از کسانی که اینگونه توجیهتان کردند طلبکارید؟ 
لطفا تلاش کنید تا بخاطر بیاورید نخستین بار چه کسی چنین تصوری اشتباه در ذهنتان ایجاد کرد تا به ما بدهکار شوید.

تمام شد. این بود انشای امروز من.
 

کلیدواژه‌ها

مطالب بیشتر از «یادداشت»

نظر شما

شما در حال ارسال پاسخ به نظر «» می‌باشید.

نظرات بینندگان

جدید ترین برنامه ها

آخرین خبرها